سطل رنج
بعضي چيزها را اصلا نمي شود گفت ،به هيچ كس ، به هيچ كس هيچ كس ، از روانشناس آدم گرفته ، تا خانواده و نزديك ترين دوستان آدم ، نه نه نه نه نه ...اشتباه نكنيد ، اشتباهي در كار نيست ، مشكل نه از روانشاس است نه از خانواده ودوستان ...
چرايش را نمي دانم اما نمي شود گفت ، انگار اين حرفها ساخته شده اند كه در ذهن آدم وول وول بخورند و تك تك nerve هاي آدم
آنها راحس كند، گاهي احساس مي كني حتي مي ترسي اين حرفها را به خودت بزني، شايد خيلي احمقانه به نظر برسد اما اين حرفها وقتي در كله ات است مي ترسي جلوي آينه با يستي ، تا مبادا ناخواسته اين حرفها را به خودت بزني ، خيلي مراعات مي كني اما
فايده اي ندارد، همه چيز برايت آينه مي شود، دوست داري يك سنگ برداري و همه چيز را به او بگويي اما سنگ هم ديگر سنگ نيست آينه است، به آينه كه نمي شود حرفي را گفت ، آينه حرف را پخش مي كند، اين حرفها را حتي به خودت هم نمي تواني بگويي
اين حرفها را حتي استفراغ هم نمي شود كرد، با اين حرفها بايد زندگي كرد، اينها مهمترين قسمت زندگيت مي شوند و خواسته و ناخواسته بايد اين حرفها را در جورابت قايم كني ، شايد هم زير پوستت ، خصوصيت خاصي ندارند ، يا يك شبه هجوم مي آورند يا مثل دانه هاي گندم كرم خورده تك تك از بالا بر سرت مي ريزند، تنها شق القمري كه مي تواني بكني اين است كه بگويي اينها وجود دارند، اين را همه مي دانند ، به خودت درد سر مي دي و در وبلاگ مي نويسي كه اينها وجود دارند، عجب ، پس وجود دارند
بعضي چيزها را اصلا نمي شود گفت ،به هيچ كس ، به هيچ كس هيچ كس ، از روانشناس آدم گرفته ، تا خانواده و نزديك ترين دوستان آدم ، نه نه نه نه نه ...اشتباه نكنيد ، اشتباهي در كار نيست ، مشكل نه از روانشاس است نه از خانواده ودوستان ...
چرايش را نمي دانم اما نمي شود گفت ، انگار اين حرفها ساخته شده اند كه در ذهن آدم وول وول بخورند و تك تك nerve هاي آدم
آنها راحس كند، گاهي احساس مي كني حتي مي ترسي اين حرفها را به خودت بزني، شايد خيلي احمقانه به نظر برسد اما اين حرفها وقتي در كله ات است مي ترسي جلوي آينه با يستي ، تا مبادا ناخواسته اين حرفها را به خودت بزني ، خيلي مراعات مي كني اما
فايده اي ندارد، همه چيز برايت آينه مي شود، دوست داري يك سنگ برداري و همه چيز را به او بگويي اما سنگ هم ديگر سنگ نيست آينه است، به آينه كه نمي شود حرفي را گفت ، آينه حرف را پخش مي كند، اين حرفها را حتي به خودت هم نمي تواني بگويي
اين حرفها را حتي استفراغ هم نمي شود كرد، با اين حرفها بايد زندگي كرد، اينها مهمترين قسمت زندگيت مي شوند و خواسته و ناخواسته بايد اين حرفها را در جورابت قايم كني ، شايد هم زير پوستت ، خصوصيت خاصي ندارند ، يا يك شبه هجوم مي آورند يا مثل دانه هاي گندم كرم خورده تك تك از بالا بر سرت مي ريزند، تنها شق القمري كه مي تواني بكني اين است كه بگويي اينها وجود دارند، اين را همه مي دانند ، به خودت درد سر مي دي و در وبلاگ مي نويسي كه اينها وجود دارند، عجب ، پس وجود دارند
سطلي گذاشته بودند و دورش گل و بلبل و اين جور چيزها كشيده بودند، ساده بودم خيلي بيشتر از توانم برداشتم نگو كه اين ظرف ،ظرف تقسيم رنج است حالا مانده ام با اين همه رنج چه كنم. به كسي كه نمي شود داد، دارم به اين نتيجه مي رسم كه رنج ها را بردارم ، پشت كولم بيندازم و بروم .
5 comments:
اين ها همان حرف هايي اند كه سنگين ميكنند بهمن جان.
salam
in harfato az samime ghalb ghabol daram
va dg inke mtlabi ke mored mojardaha neveshti
khobe ke baz ye nafar inha ro mige a adam delesh khosh mishe ke tanhaye in zajra ha ro nemikeshe va hastand kasaye shebih ba man
man ye matn neveshtam
dost daram biyae bekhoni
nazaret vasam moheme
montazeram
salam agha bahman man dar javab harfat khastam ye nazar khososi bezaram ama natonestam khastam meil bezanam ta 300 kalame bishtar mojaz nabod
agar mishe lotf kon meil be man bedid ta meil konam neveshtamo
mamnoon misham
بعضی چیز ها سال ها از خودت مخفی می کنی
مطمئن هستم از ترس نیست ولی نمی دونم چه دلیلی باعث میشه که این کار رو بکنی
در مورد من این مسئله کمی حاد تره . در مورد من و تمام کسانی که مثل من ریز بین هستند و تصاویر وضوح بیشتری توی مغزشون دارند و موندگار ترند .سخت میشه حس من رو توی این لحظه بیان کرد. یاد شعر " صورتی های داغ" افتادم بعد از خوندن مطلبت ...فکر می کنم اگر هر یک از شما ها یک سطل حرف ناگفتی با فرمت رنج داشته باشید ، من 12 سطل حرف نگفتنی با فرمت چندش و ترس و کابوس دارم ...راستض من زیاد کابوس میبینم ..چیزایی میبینم که نمی شه بیان کرد ...راستی یه چیزایی نوشتم امشب توی آبی مجهول ...بخون ...فعلا که تنها خواننده ی وبلاگم شمایی ...در ضمن،سی دی رام روح من الماس ندارد - من خود هاردم در خفا !
Post a Comment