كم وقت و درگير
اين روزها وقتم صرف كار مي شود كاري كه ريسكش بالاست ،تناقضات فرآوان در وجودم شعله مي كند و با اين همه سرگرمم
مستندي در مورد صادق هدايت ديدم حالم جا امد،چند وقتي از داستان دور بودم فرصتي پيش آمد به لطف يكي از دوستان شنبه ها
بعد از ظهر يك جلسه دو ساعته مي روم خود غنيمتي است در اين اوضاع كشور و البته مهمتر اوضاع خودم.
سفري رفتم به تهران،دوستان عزيزم را ديدم كه دلم بسيار دلتنگشان بود مهربانند به مهرباني مهربانان ،چند دوست جديدي يافتم
هنوز هم نمي دانم به كجا مي خواهم بروم و اين گاهي كه مي انديشم ،مثل طناب دور گردنم سفت مي شود،مي خواهم ادمي باشم
آرام و تقريبا دور از همه هياهوها و در روستا يا جنگلي در لاك خودم ،يا فردي كه در بين جوامع شلوغ پرسه بزند و سرمست
محبوبيت ،مشهوريت و پولش شود،البته فعلا خيلي مشكل حاد نيست چون من حالا حالا ها بايد بدوم تا به قد زندگي اوليه و معاش
معمولي در بياورم بعد از آن شاد بشود كمي استراحت كرد شادم نه ،ادامه داد
اين مدت بعد از عيد نه نوشتن داستانم امده نه كتاب رماني خوانده ام ،انگار يك جورهايي قهر بودم البته به مدد كار ،چندين كتاب
خواندم تا سلولهايم نگندد .
روز به روز كه مي گذرد بيشتر به مشكل ضمير نا خودآگار حساس مي شوم دوستي را رنجاندم كه اندوهگين و غمگين شدم اين
چور غم ها را هيچ گاه آدم نمي تواند از روي دوشش پايين بگذارد ،مي ماند،سنگين مي شود و باز هم سنگين تر...
دوستي به صورت ابتكاري و خلاقانه يكي از آرزوهايم را جامعه عمل پوشاند اين روزها و اين احوالات آرزويي برآورده شود
يعني شاه جهاني
احساس مي كنم نياز دارم منظم تر باشم از تكنولوژي براي نظم بيشتر استفاده كنم ، لب تاب و گوشي مبايل نو نياز دارم كه فعلا
بودجه اش نيست ، دلم مي خواهد بيشتر وقت خواندن داشته باشم و اين واحدهاي درسي جذابي كه از دانشگاه ييل امريكا دانلود
كردم را گوش بدهم .يك فكري هم بايد واسه تقويت حافظه و قدرت درك و فهم بكنم ،نياز به سرعت و دقت بيشتري دارم اين
طوري نمي شه
پ ن : وبلاگ خيلي از دوستان را هنوز هم مي خوانم اما نظر گذاشتنم كمتر شده است
پ ن 2 : خيلي از دوستانم ديگر وبلاگشان را به روز نمي كنند دلتنگم
پ ن 3 : به اينجا هم بيشتر بايد اهميت بدم
به قول خسرو شكيبايي
حالمان خوب است اما تو باور نكن
فيلم هامون ، مستند از خانه شماره 37 ، داستان زنده به گور و كتاب از خوب به عالي رو ازدست ندين
اين روزها وقتم صرف كار مي شود كاري كه ريسكش بالاست ،تناقضات فرآوان در وجودم شعله مي كند و با اين همه سرگرمم
مستندي در مورد صادق هدايت ديدم حالم جا امد،چند وقتي از داستان دور بودم فرصتي پيش آمد به لطف يكي از دوستان شنبه ها
بعد از ظهر يك جلسه دو ساعته مي روم خود غنيمتي است در اين اوضاع كشور و البته مهمتر اوضاع خودم.
سفري رفتم به تهران،دوستان عزيزم را ديدم كه دلم بسيار دلتنگشان بود مهربانند به مهرباني مهربانان ،چند دوست جديدي يافتم
هنوز هم نمي دانم به كجا مي خواهم بروم و اين گاهي كه مي انديشم ،مثل طناب دور گردنم سفت مي شود،مي خواهم ادمي باشم
آرام و تقريبا دور از همه هياهوها و در روستا يا جنگلي در لاك خودم ،يا فردي كه در بين جوامع شلوغ پرسه بزند و سرمست
محبوبيت ،مشهوريت و پولش شود،البته فعلا خيلي مشكل حاد نيست چون من حالا حالا ها بايد بدوم تا به قد زندگي اوليه و معاش
معمولي در بياورم بعد از آن شاد بشود كمي استراحت كرد شادم نه ،ادامه داد
اين مدت بعد از عيد نه نوشتن داستانم امده نه كتاب رماني خوانده ام ،انگار يك جورهايي قهر بودم البته به مدد كار ،چندين كتاب
خواندم تا سلولهايم نگندد .
روز به روز كه مي گذرد بيشتر به مشكل ضمير نا خودآگار حساس مي شوم دوستي را رنجاندم كه اندوهگين و غمگين شدم اين
چور غم ها را هيچ گاه آدم نمي تواند از روي دوشش پايين بگذارد ،مي ماند،سنگين مي شود و باز هم سنگين تر...
دوستي به صورت ابتكاري و خلاقانه يكي از آرزوهايم را جامعه عمل پوشاند اين روزها و اين احوالات آرزويي برآورده شود
يعني شاه جهاني
احساس مي كنم نياز دارم منظم تر باشم از تكنولوژي براي نظم بيشتر استفاده كنم ، لب تاب و گوشي مبايل نو نياز دارم كه فعلا
بودجه اش نيست ، دلم مي خواهد بيشتر وقت خواندن داشته باشم و اين واحدهاي درسي جذابي كه از دانشگاه ييل امريكا دانلود
كردم را گوش بدهم .يك فكري هم بايد واسه تقويت حافظه و قدرت درك و فهم بكنم ،نياز به سرعت و دقت بيشتري دارم اين
طوري نمي شه
پ ن : وبلاگ خيلي از دوستان را هنوز هم مي خوانم اما نظر گذاشتنم كمتر شده است
پ ن 2 : خيلي از دوستانم ديگر وبلاگشان را به روز نمي كنند دلتنگم
پ ن 3 : به اينجا هم بيشتر بايد اهميت بدم
به قول خسرو شكيبايي
حالمان خوب است اما تو باور نكن
فيلم هامون ، مستند از خانه شماره 37 ، داستان زنده به گور و كتاب از خوب به عالي رو ازدست ندين