خبر خوشحال كننده اين روزها ، اين راي گيري در زوريخ بود كه در انتها ، بحث توريست مرگ ، راي مثبت گرفت و طبق روال گذشته ادامه پيدا مي كند. سالهاي كه خودكشتي به كمك پزشك بحث جنجال برانگيزي بوده است و روالهاي آن نيز عوض شده است ، ابتدا اختيار كامل به پزشك داده مي شد بدين منظور كه افرادي را كه خودشان تمايل دارند با دارويي به زندگيشان خاتمه دهند. بعدها با توجه به سو استفاده هاي انجام شده ، روان تغيير كرد و حال انچه من خبر دارم به اين گونه است كه دارو را به فردي كه زجر مي كشد مي دهند حال خود هر چه خواست انجام دهد.
اينكه يك جايي در اين دنيا اين گونه باشد براي ادمهايي مثل من خوب است. كه اگر زماني هوس كردم كار را تمام كنم لااقل دردش را نكشم. چون ادم به اندازه كافي در اين دنيا درد روحي و جسمي مي كشد.
چندي بود كه نمي شد بنويسم اين هم از درد سرهاي وبلاگ نويسي در جايي است كه دومين اصلي آن فيلتر است. البته حرف زيادي هم براي گفتن نداشتم ، اما خوب في البداهه هايي مي آيد و بالطبع مي رود، با اين ذهن مشوش من ، توقعي به ماندن نيست.
روزهايم مي گذرد ، ديگر واقعا دارم نقش بازي مي كنم براي زنده مانده و زندگي كردن ، نمي دانم من كه اينقدر هنرپيشه خوبي هستم چرا سري به اين پيشه نزده ام.
من هنوز هم فكر مي كنم نياز دارم زماني را از تمام ادمها دور باشم.نه تقصير از انهاست نه من ، من با كليت انسان بودن مشكل دارم،خوب خودكشي بهترين راه براي خلاص شدن از اين مسئله است اما خوب منطقا اخرين راه است.
اينكه يك جايي در اين دنيا اين گونه باشد براي ادمهايي مثل من خوب است. كه اگر زماني هوس كردم كار را تمام كنم لااقل دردش را نكشم. چون ادم به اندازه كافي در اين دنيا درد روحي و جسمي مي كشد.
چندي بود كه نمي شد بنويسم اين هم از درد سرهاي وبلاگ نويسي در جايي است كه دومين اصلي آن فيلتر است. البته حرف زيادي هم براي گفتن نداشتم ، اما خوب في البداهه هايي مي آيد و بالطبع مي رود، با اين ذهن مشوش من ، توقعي به ماندن نيست.
روزهايم مي گذرد ، ديگر واقعا دارم نقش بازي مي كنم براي زنده مانده و زندگي كردن ، نمي دانم من كه اينقدر هنرپيشه خوبي هستم چرا سري به اين پيشه نزده ام.
من هنوز هم فكر مي كنم نياز دارم زماني را از تمام ادمها دور باشم.نه تقصير از انهاست نه من ، من با كليت انسان بودن مشكل دارم،خوب خودكشي بهترين راه براي خلاص شدن از اين مسئله است اما خوب منطقا اخرين راه است.